تحول دیجیتال: تفاوت بین دیجیتالی شدن در مقابل دیجیتالی شدن و تبدیل دیجیتال چیست؟

وقتی کاری را که به روش آنالوگ یا دستی انجام می‌شود به دیجیتال تبدیل می‌کنید، یا از ابزار الکترونیکی استفاده می‌کنید، دیجیتالی‌سازی محسوب می‌شود.

فرض کنید شما یک بانک هستید و مشتریان باید وارد شعبه شما شوند و فرمی را برای درخواست وام پر کنند، این مشابه است. حالا اگر آنها را قادر به درخواست وام از یک برنامه یا وب سایت کنید، دیجیتالی شدن است.

دیجیتالی شدن اولین گام در یک شرکت برای تبدیل شدن به دیجیتال است. اما بیایید هنوز تفنگ را نپریم.

صرف ایجاد یک اپلیکیشن یا وب، تحول دیجیتالی نیست و انجام بازاریابی دیجیتال کافی نیست. در واقع، این توهم بسیاری از شرکت‌ها را به این فکر می‌اندازد که به صورت دیجیتالی متحول شده‌اند، در حالی که آنها صرفاً به روشی مرسوم با کمی رایانه‌سازی روکش کرده‌اند.

بنابراین، تحول دیجیتال چیست؟ قبل از اینکه به آن پاسخ دهیم، یک مرحله دیگر وجود دارد. به آن دیجیتالی شدن می گویند. دیجیتالی شدن زمانی اتفاق می افتد که از فناوری برای بهبود فرآیندی استفاده می کنید که در غیر این صورت به صورت دستی انجام می شد.

در مثال بانکی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم، هنگامی که مشتری از طریق وب سایت بانکی یا اپلیکیشن موبایل درخواست وام می کند، چه اتفاقی برای داده ها می افتد؟ نحوه رسیدگی به وام چگونه است؟ چه کسی آن را پذیرفته است؟ زمانی که پرداخت می شود و غیره. به طور سنتی، یک فایل از یک میز به میز دیگر منتقل می‌شود، اما اگر بانکی نه فقط روند درخواست، بلکه کل فرآیند را دیجیتالی کرده باشد، آنگاه به عنوان دیجیتالی‌سازی واجد شرایط می‌شود.

صبر کنید، آیا تحول دیجیتال این نیست؟ اکنون هر بخش به صورت دیجیتالی متصل شده است و مشتریان یک رابط واحد دارند تا از طریق ابزارهای آنلاین به طور یکپارچه با بانک تعامل داشته باشند. در کمال تعجب، پاسخ منفی است!

“دیجیتال” در تحول دیجیتال در واقع اضافی است. تحول دیجیتال واقعی یک تغییر مدل کسب و کار است که به دلیل ظهور فناوری رخ داده است.

زمانی یک شرکت به صورت دیجیتالی متحول می شود که ارزش پیشنهادی مشتری، فرآیندهای ارزش افزوده و روش های کاری افراد را بازتعریف کند. وقتی یک کسب‌وکار راه‌های جدیدی برای ایجاد ارزش پیدا می‌کند یا برای ارائه خدمات به مجموعه جدیدی از مشتریان به روشی که قبلاً انجام نشده است، شناسایی می‌کند، این به‌عنوان تحول دیجیتال به حساب می‌آید.

در اصل تحول دیجیتال در واقع یک تحول تجاری است.

در مثال بانکداری ما، اگر آنها مدل جدیدی از امور مالی جاسازی شده را در برنامه های خرید یا سایر بازارها ایجاد کنند، که در آن مشتریان می توانند فوراً بانک نمونه ما را برای وام و در زمان پرداخت وجه انتخاب کنند، آنگاه می توانیم با خیال راحت بگوییم که بانک دارای یک وام است. تحول دیجیتال قوی در محل

به عبارت دیگر، دیجیتالی‌سازی و دیجیتالی‌سازی نسخه‌های بهتری از گذشته ایجاد می‌کند که به یک شرکت کارایی فرآیند بهتری می‌دهد، یا هزینه‌ها را کاهش می‌دهد، با این حال، آینده بهتری ایجاد نمی‌کند یا شرکت را از تهدیدهای اختلال ناشی از نوآوری توسط رقابت، خواه ناتوان نمی‌کند. شناخته شده یا ناشناخته

iStock-1391408732آی استوک

چرا تحول دیجیتال اهمیت دارد؟
سرعت تصاعدی که فناوری رشد کرده و به زندگی ما نفوذ کرده است، بی سابقه و غیرقابل برگشت است. به عنوان مردم، ما همچنان به تطبیق راه‌های جدید برقراری ارتباط، روش‌های جدید کشف محصولات، و انتظار اینکه همه چیز در هر مکان و هر زمان در دسترس باشد، ادامه می‌دهیم، مدل‌های تجاری متعارف را در آستانه انقراض قرار داده است.

به عنوان مثال، روشی که صنعت موسیقی هر دهه خود را متحول کرده است ستودنی است. ما در دهه 90 از داشتن نوار کاست به سی دی تغییر مکان دادیم، سپس اپل با آی پاد و آیتونز آن را مختل کرد، جایی که می توانستید آهنگ ها را به صورت جداگانه و دیجیتال داشته باشید. این عالی بود، تا زمانی که خودشان با ظهور آیفون‌ها در سال 2007، آی‌پاد را منسوخ کردند، زمانی که استیو جابز اولین آیفون را به‌عنوان «آی‌پاد با صفحه‌نمایش عریض با کنترل‌های لمسی» معرفی کرد. یک تلفن همراه انقلابی؛ و یک دستگاه ارتباطی اینترنتی موفق او ادامه داد: اینها سه دستگاه جداگانه نیستند، این یک دستگاه است و ما آن را آیفون می نامیم.

و سپس، بی سر و صدا، ناگهان، یک راه جدید برای داشتن و گوش دادن به موسیقی وجود دارد. نیازی به خرید آهنگ یا آلبوم نیست، فقط یک هزینه اشتراک بپردازید و به میلیاردها آهنگ به عنوان لیست پخش دسترسی داشته باشید. اینگونه بود که Spotify صنعت موسیقی را دوباره تعریف کرد. که اپل را مجبور کرد تا چند سال بعد به تابلوی نقاشی برگردد و اپل موزیک را ارائه کند. چه کاست، آی‌پاد، آیفون یا اسپاتیفای، تکنولوژی تغییر رفتار مصرف انسان عنصر رایجی است. کسب‌وکارهایی که به سرعت آن را تشخیص می‌دهند، پیشنهادهای ارزشی جدید را باز می‌کنند و رشد تصاعدی کسب می‌کنند. بسیاری از اوقات، برنده همه چیز را می گیرد.

امروزه، هر کسب و کاری نیاز به یک استراتژی تحول دیجیتال دارد. این اساساً به این معنی است که چگونه شرکت‌ها می‌توانند از داده‌ها، تجزیه و تحلیل، IOT، فناوری‌های همهجانبه مانند VR، هوش مصنوعی مکالمه، چاپ سه‌بعدی، 5G و سایر موارد استفاده کنند تا نحوه ارائه خدمات به مشتریان خود را مجدداً تصور کنند، حتی بهتر، بخش جدیدی از بازار را ایجاد کنند که در حال حاضر کمتر از آن استفاده می‌شود.

در حالی که مشاغل بانکی، رسانه‌ها و سرگرمی‌ها یا کسب‌وکارهای مبتنی بر ارتباطات راه دور احساس می‌کنند که برای تحول دیجیتال قوی‌ترین هستند. بگذارید یک مثال دشوار را مثال بزنم، بگویم یک شرکت تولید سیمان که در پان هند حضور دارد.

احتمالاً یک شرکت سیمان چه چیزی را می تواند دیجیتالی، دیجیتالی و دیجیتالی کند؟ ابتدا، شرکت می تواند کل کانال های عرضه و فروش را برای تسریع در خرید و فروش دیجیتالی کند. این ابتدایی است. مانند لیست کردن محصولات خود در IndiaMart dot com.

دوم، آنها می‌توانند شرکت خود را با استفاده از ERP برای مدیریت زنجیره تامین، CRM برای مدیریت فروش، بازاریابی دیجیتال برای تولید تقاضا، تجارت الکترونیک برای برآورده کردن تقاضا، حسگرهای مبتنی بر IOT برای اتوماسیون لجستیک، RPA برای اتوماسیون فرآیند در کارخانه تولید دیجیتالی کنند. ابر برای کارایی مالی، منابع انسانی و بازاریابی. نظارت تصویری برای حاکمیت، هوش مصنوعی مکالمه و هوش تجاری برای MIS.

اکنون همه اینها و موارد دیگر صرفاً تلاش‌های دیجیتالی‌سازی هستند، زیرا آنها فقط از طریق کارایی عملیاتی گذشته خود را بهتر می‌کنند و هیچ نقشی در ایجاد یک مدل کسب‌وکار جدید یا محافظت در برابر اختلال ندارند.

بنابراین، یک تحول دیجیتال برای این شرکت سیمانی چگونه می تواند باشد؟ در اینجا یک سناریو وجود دارد.

اولا، چشم انداز و جاه طلبی باید از بالا شروع شود. مدیرعامل باید باور داشته باشد که باید مراقب تهدیدها باشد و با استفاده از فناوری، رشد را از طریق نوآوری تضمین کند. تلاش برای تبدیل شدن باید در اولویت مدیر عامل باشد.

دوم، آیا آنها می توانند فرهنگ تصمیم گیری را ایجاد کنند که از داده های واجد شرایط مطلع شود؟ آیا الگوهایی وجود دارد که اکنون پرت هستند، اما می توانند بعداً به جریان اصلی تبدیل شوند؟ برای مثال، از آنجایی که هند در حال شهری‌تر شدن است، به این معنی که مردم خانه‌های خود را نمی‌سازند، اما با خرید آپارتمان، آیا این با سناریویی برابری می‌کند که در آن نیاز به کارخانه‌های سیمان آماده بیشتر نزدیک‌تر به جیب‌های شهری وجود دارد که به منابع بزرگ نیاز دارند. شرکت های ساختمانی؟ اگر بله، آنها باید دوباره ارزیابی کنند که چه اتفاقی برای کانال‌های فروش فعلی‌شان می‌افتد که SKU‌های کوچک‌تر را در قالب خرده‌فروشی می‌فروشند.

و در نهایت، چه نوع تجزیه و تحلیل و استقرار سیستم مبتنی بر هوش مصنوعی را می‌توانند پیاده‌سازی کنند که تولید آنها را سبزتر، سبک‌تر و حداکثر کشش را در مورد تقاضا و عرضه ارائه دهد؟

امروزه هر کسب و کاری نیاز به یک استراتژی تحول دیجیتال دارد. مدیران عامل باید به این سؤالات پاسخ دهند:

  • چه چیزی می تواند مدل کسب و کار فعلی ما را تهدید کند؟
  • آیا ما قربانی توهم دیجیتالی هستیم که دیجیتالی شدن را با دگرگونی برابر می‌دانیم؟
  • برای ایجاد یک مدل کسب و کار جدید که چابک تر و مشتری محور باشد، چه می کنیم؟

نکته آخر اینکه این فناوری نیست که کسب و کار را مختل می کند. انطباق سریع مردم با شیوه جدیدی از زندگی که توسط فناوری امکان پذیر شده است، چیزی است که منجر به اختلال و منسوخ شدن می شود. بنابراین، هر تحول دیجیتال اساساً یک تحول تجاری است تا نیازهای مشتری را به طور متفاوتی برطرف کند.

(نویسنده مدیر عامل شرکت Agrahyah Technologies است)